پیامدهای جهانی جنگ ایران؛ اقتصاد، سیاست و امنیت در بحران

این متن پیامدهای گسترده جنگ ایران را در ابعاد اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی بررسی می‌کند. از نظر اقتصادی، جنگ باعث بحران انرژی، افزایش قیمت نفت و گاز، رکود احتمالی جهانی و افزایش فقر در کشورهای جنوب جهانی شده است. از نظر دیپلماتیک، موجب کاهش حمایت از اسرائیل در اروپا و آمریکا، افزایش شکاف میان آمریکا و متحدان اروپایی و تشدید انتقادات جهانی شده است. در سطح امنیتی، اعتماد کشورهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا کاهش یافته و آن‌ها به سمت تنوع‌سازی ائتلاف‌های امنیتی حرکت کرده‌اند. در نهایت، ایران با وجود آسیب‌ها، از نظر راهبردی موقعیت قوی‌تری به دست آورده و جنگ روند افول نسبی هژمونی آمریکا را تسریع کرده است.

خانم ملیحه لودهی دیپلمات با سابقه پاکستانی:

هرگونه که جنگ ایران به پایان برسد، پیامدهای آن برای مدت طولانی احساس خواهد شد. تبعات امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک این جنگ پیامدهای جهانی دارد. این وضعیت کشورها را وادار خواهد کرد تا در برابر واقعیت‌های در حال تغییر و نظم بین‌المللیِ در حال تکه‌تکه شدن، اولویت‌های سیاستی خود را بازتعریف کنند.

نخست، پیامدهای اقتصادی جنگ را در نظر بگیریم. بار اقتصادی این جنگ طبیعتاً بیشترین فشار را بر خاورمیانه وارد خواهد کرد. اما آسیب به زیرساخت‌های حیاتی انرژی و اختلال در حمل‌ونقل نفت و عرضه انرژی، پیامدهای گسترده جهانی دارد و کشورهای سراسر جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. قیمت نفت و گاز افزایش یافته و بازارهای بین‌المللی انرژی در اثر این جنگ دچار آشفتگی شده‌اند؛ بحرانی که اقتصاد جهانی برای بازگشت از آن به زمان نیاز دارد. آژانس بین‌المللی انرژی این وضعیت را «بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» توصیف کرده است. جهان همچنین با کمبود گاز طبیعی روبه‌روست. تخریب تأسیسات گازی به این معناست که بازسازی ظرفیت کامل تولید گاز طبیعی مایع (LNG) ممکن است سال‌ها طول بکشد. بحران انرژی کشورها را مجبور کرده است قیمت‌ها را افزایش دهند، سهمیه‌بندی اعمال کنند و برای کاهش تقاضا به سیاست‌های ریاضتی روی آورند.

این وضعیت همان چیزی است که صندوق بین‌المللی پول آن را «تاریک شدن ناگهانی» چشم‌انداز اقتصاد جهانی توصیف کرده است؛ وضعیتی که با ریسک‌های نزولی غالب و دشواری در انتخاب‌های سیاستی همراه است. در جدیدترین گزارش «چشم‌انداز اقتصاد جهانی»، این صندوق از رشد کندتر و تورم بالاتر هشدار داده است. برآورد این نهاد رشد جهانی را تنها ۳.۱ درصد در سال جاری اعلام می‌کند و تورم کلی نیز افزایش خواهد یافت؛ چیزی که آن را «انحراف شدید از روند کاهش تورم سال‌های اخیر» می‌نامد. این وضعیت می‌تواند جهان را به سمت رکود سوق دهد.

تأثیر منفی اقتصادی بر کشورها البته یکسان نیست؛ کشورهای جنوب جهانی و واردکنندگان خالص انرژی بیشترین آسیب را خواهند دید. گزارشی از برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) هشدار می‌دهد که پیامدهای این جنگ می‌تواند بیش از ۳۲ میلیون نفر را در سراسر جهان به زیر خط فقر بکشاند. شوک سه‌گانه شامل انرژی، غذا و رشد ضعیف‌تر، فقیرترین کشورها را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد و برای آنان به معنای «توسعه معکوس» خواهد بود. در همین حال، رئیس صندوق بین‌المللی پول، کریستالینا جورجیوا، گفته است که حتی اگر صلح پایدار برقرار شود، این جنگ به طور دائمی اقتصاد جهانی را «زخمی» خواهد کرد و به استانداردهای زندگی آسیب بلندمدت وارد می‌کند.

در مورد پیامدهای دیپلماتیک، این پیامدها ابعاد مختلفی دارند، اما یکی از فوری‌ترین نتایج آن، انزوای بی‌سابقه اسرائیل در سطح جهان است. این وضعیت که بر کاهش حمایت بین‌المللی پس از دو سال جنگ ویرانگر در غزه افزوده شده، باعث شده حمله اسرائیل به ایران با محکومیت جهانی و کاهش حمایت متحدان قدیمی اروپایی مواجه شود. اسپانیا به‌عنوان یکی از منتقدان جدی اسرائیل ظاهر شد و تحریم تسلیحاتی علیه تل‌آویو اعمال کرد. ایتالیا یک توافق دفاعی با اسرائیل را تعلیق نمود. فرانسه اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای انتقال سلاح به اسرائیل را به آمریکا نداد. حتی آلمان، که از مهم‌ترین حامیان اسرائیل در اروپا محسوب می‌شود، سیاست‌های اسرائیل در کرانه باختری را مورد انتقاد قرار داد. شکست انتخاباتی ویکتور اوربان در مجارستان نیز اسرائیل را از نزدیک‌ترین متحد اروپایی‌اش محروم کرد. تقریباً تمام کشورهای اروپایی، الحاق عملی کرانه باختری اشغالی را محکوم کردند. در همین حال، یک ابتکار مردمی برای تعلیق توافق همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل، با رسیدن به یک میلیون امضا در تمام ۲۷ کشور عضو، اتحادیه اروپا را ملزم به واکنش کرده است.

در ایالات متحده نیز حمایت عمومی از اسرائیل به شدت کاهش یافته است. نظرسنجی‌های پی‌درپی این تغییر نگرش را تأیید می‌کنند. در جدیدترین نظرسنجی مرکز پژوهشی Pew، حدود ۶۰ درصد آمریکایی‌ها دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم سه سال پیش ۴۰ درصد بود. رأی‌دهندگان جوان دیدگاه به‌مراتب منفی‌تری نسبت به اسرائیل دارند. چهره‌های برجسته در پایگاه MAGA ترامپ نیز علیه اسرائیل موضع گرفته‌اند. جنگ ایران این روند را تشدید کرده است؛ روندی که در جریان جنگ غزه آغاز شده بود، زمانی که نظرسنجی‌ها نشان دادند تعداد بیشتری از آمریکایی‌ها با فلسطینی‌ها همدلی دارند تا با اسرائیل. کاهش شدید حمایت عمومی از اسرائیل پیامدهایی برای روابط آینده تل‌آویو و حامی اصلی‌اش آمریکا دارد و نشان‌دهنده آسیب جدی به وجهه اسرائیل در ایالات متحده است.

یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ ایران، تأثیر آن بر اتحاد ترانس‌آتلانتیک (میان آمریکا و اروپا) است. روابط آمریکا و اروپا پیش از این نیز تحت فشار جنگ تعرفه‌ای ترامپ، انتقاد او از کشورهای اروپایی به‌عنوان «سواران مجانی» و زیر سؤال بردن ارزش ناتو قرار داشت. این شکاف پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران عمیق‌تر شد. با وجود درخواست‌های ترامپ از اروپا برای کمک در جنگ، از جمله ارسال ناوهای جنگی برای مقابله با کنترل ایران بر تنگه هرمز، کشورهای اروپایی این درخواست را رد کردند. ترامپ در واکنش، متحدان ناتو را «ترسو» خطاب کرد و تهدید به ترک ناتو نمود. متحدان اروپایی نه در تصمیم جنگ با آمریکا مشورت شدند و نه تمایلی به ورود به جنگی داشتند که آن را «غیرقانونی» توصیف کرده‌اند.

در نهایت، این جنگ پیامدهایی برای ساختار امنیتی و توازن قدرت منطقه نیز داشته است. معادله راهبردی خاورمیانه تغییر کرده است. اعتماد به چتر امنیتی آمریکا در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) تضعیف شده، زیرا این کشورها دریافته‌اند که در بحران‌ها، واشنگتن قادر یا مایل به حفاظت از آن‌ها نیست و منافع امنیتی اسرائیل بر آنان اولویت دارد. این امر آنان را وادار خواهد کرد تا وابستگی بیش از حد به یک قدرت را بازبینی کنند، فرضیات امنیتی خود را دوباره ارزیابی نمایند، به دنبال راهبردهای متنوع‌سازی امنیتی باشند و ترتیبات جدیدی برای همکاری‌های امنیتی ایجاد کنند. توافق دفاعی عربستان و پاکستان نمونه‌ای از همین تنوع‌سازی است. آسیب‌پذیری کشورهای خلیج فارس که در جریان جنگ آشکار شد، در بلندمدت آن‌ها را به سمت ایجاد سازوکارهای امنیتی جدید سوق خواهد داد؛ به‌ویژه با توجه به اینکه سازوکار امنیت جمعی GCC در این بحران ناکارآمد ظاهر شد. اعضای «کواد» منطقه‌ای پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه و مصر ممکن است در آینده بخواهند این گروه غیررسمی را به یک ساختار امنیتی منطقه‌ای تبدیل کنند.

ایران، اگرچه آسیب‌دیده اما شکست‌ناخورده، ممکن است از این جنگ قوی‌تر بیرون بیاید؛ به‌ویژه با توجه به کنترل آن بر تنگه هرمز که اهرم راهبردی مهمی برای آن ایجاد می‌کند، در حالی که در حال بازسازی توان دفاعی خود است. هر وضعیتی که برای تنگه هرمز پیش بیاید، اکنون روشن است که ایران توانایی تأثیرگذاری بر صادرات انرژی خاورمیانه را دارد. موقعیت قوی‌تر ایران ممکن است کشورهای خلیج فارس را به سمت نوعی همزیستی و عادی‌سازی روابط با تهران سوق دهد؛ همان‌طور که عربستان پیش از جنگ به دنبال بهبود روابط با ایران بود.این جنگ همچنین روندهایی را که پیش‌تر آغاز شده بود تسریع کرده است؛ که از مهم‌ترین آن‌ها کاهش سلطه منطقه‌ای و جایگاه جهانی ایالات متحده است.

لینک: https://www.dawn.com/news/1993366 

کد خبر 26496

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =